فریادی از دل هریوا

سرزمین زیبای ما با سینه سرشار از ثروت‌ها، ذخایر و آب‌های جاری فراوان تاکی و تا چه زمان در میان آتش و خون و در تنگنای فقر و ناامنی مجبوریت دسیسه دوزی، فتنه و فساد، فاجعه و فریاد لحظه شماری کند.

پس از حدود نیم قرن با پرداخت هزینه‌های گران آن هم از گذشته، پوست و خون هزاران انسان فرزانه این وطن هنوز هم در ردیف عقب مانده ترین و فاسد ترین کشورها قرار دارد.

آیا سیمای درد انگیز و چهره پریشان این ملت و شیون برخاسته از میان دود و باروت با حجم عظیم خود در قلب، ضمیر، استخوان، حاکمان دست‌اندرکاران و مسؤلین این ماجراها اثر نخواهد داشت؟

تکرار و پشت پا زدن به وعده‌ها و نویدها گفتار از هر دو جهت خارجی و داخلی انسان را وا می‌دارد تا در قاموس ادبیات سیاسی ترکیبی بنام (بی حیائی سیاسی) بگنجانیم.

دولت دو سال و چند ماهه‌ی "وحدت ملی" از ابتدای رد کار آمدن، گامی مطابق نام مسمی خود "وحدت ملی" عمل نکرده‌است.

مردم در انتخابات سال (1393) شجاعانه و با دادن قربانی به پای صندوق‌های رای شتافتند تا شاهد تحول راستین و اصلاحات واقعی در حیات سیاسی، اقتصادی و روزهای بهتر زندگی شان باشند.

اما برخلاف اراده آزاد مردم و دولت بر اساس یک توافق سیاسی و اخلاقی بوجود آمد که تاکنون دو جناح به قدرت رسیده، نه از لحاظ سیاسی توانستند به وحدت برسند و نه هم از لحاظ اخلاقی، رقابت تنظیمی، قومی و کشمکش‌های سیاسی هنوز هم ادامه دارد.

طولانی شدن پروسه حرفی کابینه، حل نشدن مسئله سرپرست‌ها، اجرای توزیع تذکره الکترونیکی، برگزاری انتخابات، طولانی شدن تعین اعضای متقلب انتخابات که هر دو به تقلب معترف بودند،

و مردم خواهان محاکمه آنها بودند و در اخیر منجر به باج دهی به آنها شدند، این‌ها نشان از عدم وحدت و توافق دو جانبه و بازی با سر نوشت ملت شناخته می‌شود و سهیم بودن آنها را در تقلب مسجل می‌سازد.

دیگر اینکه بیرون کردن رهبری "اردو و پلیس" از انحصار تنظیم‌ها و احزاب از شعارهای اساسی تحول طلبان بود که نه تنها عملی نشد، بلکه هنوز هم در دست قدرت‌های مافیائی، قومی و سیاسی قرار دارد و عناصر صادق و وطن دوست و مسلکی کنار گذاشته می‌شوند.

چنین پوشی و دادن رتبه‌های جنرالی و مدال‌های افتخار به سهام داران به یک اصل مبدل شده، اما از خانواده‌های سربازان قربانی شده در راه وطن کسی خبری ندارد و تحت نام اداره اصلاحات اداری و حکومت داری خوب پست‌ها به حراجی گذاشته می‌شود و هزاران دانش یافته مسلکی و با تعهد در پشت دروازه ادارات، سیلی به صورت خود می‌خورند، امنیت مالی و جانی وجود ندارد تروریسم از آدرس شیطان بزرگ «پاکستان» با همدستی لابی‌های آن در برند حاکمیت هر روز از مردم ما قربانی می‌گیرد.

عدم هماهنگی بین قوای ثلاثه و ارگان‌های محلی حلقات تروریست و مافیائی را جسورتر نسبت به گذشته ساخته‌است.

حلقات و تشکیل‌های ساخته شده از جانب بدنام ترین چهره‌های سیاسی در سطح کشور باعث تفرقه اندازی قومی و سمتی در میان مردم و دسیسه‌ای برای امتیازگیری و قدرت طلبی عناصر تمامیت خواه می‌گردد و باسوء استفاده از آدرس جهاد و اسلام شیرازه وحدت ملی را برهم می‌زنند.

علت اساسی این است که جامعه و مردم از رهبری سالم و دلسوز محروم‌اند.

نیروهای سیاسی و روشنفکر هنوز هم با افکار و عقاید گذشته به سر و کله‌ هم می‌زنند و یا به فکر رسیدن بر قدرت هستند، آنها فکر نمی‌کنند که هیچ نیرو با حزب و نهادی به تنهائی نمی‌تواند کشور را از این درد و مصیبت‌ها نجات دهد، مگر اینکه گذشته‌ی تلخ و دشوار را انتقاد کرده و با در نظر گرفتن واقعیت موجود و نیازهای مبرم و اساسی مردم راه نجات مردم را هدف گیرند.

ولایت هرات نیز از ولایات کلیدی از نظر سیاسی، اقتصادی و فرهنگی است، آنچه مردم اضافه از سه میلیونی آنرا رنج میدهد، فساد و بی مسؤلیتی فکتور اساسی آن است.

فساد در گمرکات، معارف، مواد نفتی، اداره اصلاحات اداری، عدم هماهنگی نیروهای امنیتی و کشفی، حج و اوقاف، ترافیک، ترانسپورت و سایر ارگان‌ها، باعث افزایش گراف ترور، تجاوز به زنان و دور کردن مردم از حاکمیت می‌گردد.

مداخله کاری در نهادهای کمیشن کاری، وکلای هر دو مجلس و "غلدر بازی" مردم را نسبت به آینده روشن، بد بین ساخته‌است.

جا دارد که مثال زنده از مداخله‌ کاری و بی مسؤلیتی نهادهای دولتی بزنیم، به همه روشن است که شرکت‌های مسافربری طی حوادث متعددی جان صدها هم وطن ما را گرفته است، آیا اداره مسؤلی در سطح ولایت وجود ندارد که جلو این بی بند و باری شرکت‌ها و رانندگان معتاد را بگیرد؟

حادثه شرکت ترانسپورتی ابدالی اولین حادثه نبوده اداره ترافیک، ترانسپورت و دادستانی باید به این جنایت رسیدگی کنند نه شورای ولایتی که صلاحیت قانونی و اجرائی ندارد، این موضوع وظیفه اداره محلی هرات است که هم بازجویی کند و هم برنامه‌ای برای کنترول در دست داشته باشد و هم شرکت مربوطه را وادار به پرداخت غرامت کند و هم تعهد بگیرد که دیگر راننده معتاد را استخدام نکند و ترافیک هم سرعت بالای این وسایط را زیر کنترول داشته باشد که با تأسف نبود مسؤلیت و اداره با کفایت محلی کار را به جای رسانیده تا نهاد غیر اجرائی اقدام کند.

نکته دیگر این است که چرا ارزشی به تحصیل و دانش جوانان در این ولایت داده نمی‌شود، فقط کار برای کسانی است که پول در دست دارند، دیگران یا باید از کشور فرار کنند و یا تن به "حمالی" بدهند.

تاکی و تا کجا روشنفکران و نیروهای ملی و دموکرات از زیر بار مسؤلیت وجدانی و تاریخی فرار کنند و جامعه از فقدان رهبری سالم و دلسوز رنج ببرد به عقیده من وقت آن رسیده است که گذشته‌ها را به تاریخ بسپاریم چون وطن مشترک است، وطن مادر است، وطن ناموس است، این وطن همبستگی، همدلی و همیاری صادقانه میخواهد، پس بیائید از طریق یک گفتمان و همدیگرپذیری قاسم‌های مشترک که همان حاکمیت قانون، عدالت اجتماعی و تامین امنیت است را پذیرفته با ایجاد یک الترناتیو نیرومند در پرتو همبستگی ملی جلو این بی‌عدالتی‌ها را گرفته و خود را شامل معادلات سیاسی کشور بسازیم در غیر آن میدان برای عناصر فرصت طلب و استفاده جو باز خواهند ماند.

نویسنده: خلیل عمادی، کار شناس مسایل سیاسی در ولایت هرات

ارسال نظر به عنوان مهمان

پیوست ها

Location

اشتراك گذاري :
0
  • هیچ نظری یافت نشد

ارتباط با خراسان نیوز

ایمیل ادرس : khorasannewsinfo@gmail.com

آخرین پست ها